شعر
برای یک دوستت دارم خالی
برای یک دوستت دارم خالی
حواست نیست که گفتم بی من نرو .
نکنه اشک بود تو چشماش که اینطور
آتیشم میزد .
کاش میشد خیلی راحت دل برید .
روی طاقچه میگذارم
نگاهم خیره میشود
به عکس بابا
خنده اش زندست
در میان عکس توی قاب
زیر لب میگویم :
سلام بابا
سلام بابا .
نام تو ورد زبانم .
عشق زیباست
زندگی زیباست
لبخند زیباست
و در آخر
مرگ هم زیباست .
چه خوب که گفتی تا اجازه نگیرم
حالا میتونم بدون گفتن برات بمیرم .
اشکهایم برای توست
گر تو بروی تنهاترینم
گر تو نباشی من میمیرم .
رفتی از این دل حالا دل تو رو گم کرده
کاشکی برگردی تا ببینی این دل
بی تو چه گریه هایی کرده .
چون
دیگر
آن آرزوها را ندارم
. . .
همان دم که بی من می شوی
یعنی غروب قشنگ یک روز خدایی
تو این ساعت ها
نگاه تو
قدر یک دنیا
قدر یک هوای تازه
قدر یک حس نو
قدر یک حال تازه
برای من می ارزه
تو برای اتفاق های خوب فال حافظ باش
چشم به آسمون میبندم
توی افسانه ی عمرم
دنبال رد پای تو میگردم