بابا
قرآن را میبوسم
روی طاقچه میگذارم
نگاهم خیره میشود
به عکس بابا
خنده اش زندست
در میان عکس توی قاب
زیر لب میگویم :
سلام بابا
سلام بابا .
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 13:0 توسط افسانه
|
همه نوشته های وبلاگ متعلق به خودم ( افسانه ) است .